Zatik consiglia:
Iniziativa Culturale:

 

 

23.12.2020 : la differdnza tra la lingua Turca eAzera - prif. Enayatollah Rdza
مختصری در مورد زبان مردم آذربایجان ایران و زبان ترکی
گوشه ای از تحقیقات زنده یاد، پروفسور عنایت الله رضا
بنابه نوشته مؤلفان زبان مردم آذربایجان یا ماد خُرد همانند زبان مردم نواحی غربی و مرکزی ایران سخن زبان ساکنان سرزمین ماد بزرگ پهلوی بوده است. مؤلفان نخستین سده های پس از ظهور اسلام زبان مردم آذربایجان را گاه, پهلوی آذری، و گاه ,آذری، نامیده اند. بی گمان ,آذری، از لهجه های ایرانی به شمار می رفته است. برخی زبان کنونی مردم آذربایجان را، که تُرکی است، به خطا زبان ,تُرکی آذری، می نامند.
زبان آذری از زبان های ایرانی بوده و هیچ مشترکاتی با زبان تُرکی نداشته است ولی تُرکان و درست تر گفته شود اقوام مختلط تُرکی زبان ساکن آسیای مرکزی، که شاید لهجه واحدی نداشتند، هنگامی که به سرزمین های مختلف کوچ و مهاجرت کردند زبانشان با زبان های محلی در هم آمیخت . گمان بسیار می رود اختلاف موجود در لهجه های تُرکی، در درجۀ نخست، مربوط به تفاوت زبان ها و لهجه های محلی پذیرندۀ زبان تُرکی و در درجۀ دوم، حاصل ناهم گونی لهجه های تُرکی باشد که درسرزمین های زیر سلطۀ تُرکان و درست تر گفته شود تُرکی زبانان آن سوی دریا و آسیای مرکزی رواج یافت .
از مآخذ عهد اسلامی نیز به روشنی می توان دریافت که تُرکان تا چند قرن پس از ظهور اسلام در آسیای صغیر، آذربایجان و قفقاز نشیمن نداشتند. فقط از قرن سوم هجری و پس از خلافت معتصم، که به سبب کینه و دشمنی با عنصر ایرانی تُرکان را قوت بخشید و اندک اندک خلافت بنی عباس، خود به خدمت تُرکان درآمد، نفوذ و نشیمن تُرکان به صورتی آهسته و تدریجی صورت گرفت .
در واقع تُرکان از سدۀ یازدهم میلادی به ایران و آسیای صغیر هجوم آوردند که البته ذکر این نکته ضروری است و آن خالص نبودن تُرکان است زیرا هنگامی که تُرکان در سرزمین خاقانات شرقی و غربی گسترش یافتند، با دیگر اقوام شمال چین و آسیای مرکزی در آمیختند. از این آمیزش گروه های تازه ای پدید آمدند. این گروه ها حاصل اختلاط و امتزاج اقوام محلی با تُرکان مهاجم بودند ولی در تواریخ، همۀ اقوام مذکور را تُرک نامیده اند. درواقع گروه هایی که به ایران، آسیای صغیر و قفقاز روی آوردند از اقوام غُز یا اوغوز بودند .
غُزان درکرانۀ سیردریا (سیحون) و فاصلۀ آن تا دریاچۀ آرال و دریای خزر می زیستند. غُزان و متحدان و وابستگانشان شامل قبایل متعددی بودند که از آن جمله اند: اویغورها،قُبچاق ها، قارلوق ها، قلج ها، بیات، بیگدلی، بایندر، سالور و غیره که خود به قبایل جداگانه ای بخش می شدند . در اواخر دورۀ سامانیان، گروه هایی از قبایل غُز به دربار سامانی راه یافتند. در حدود سال 389 هجری امرای آل افراسیاب حکومت سامانی در ماوراءالنهر را برانداختند.
در پیکار خوارزم، محمود غزنوی پیروز شد و بخش بزرگی ازسرزمین غزان را به تصرف درآورد و بخشی از غزان را در نواحی مختلف خراسان سکنی داد. از این زمان بود که غزان به درون سرزمین ایران راه یافتند.
این گروه نخستین دسته ای بودند که به آذربایجان راه یافتند. دومین دستۀ غزان حدود سال 429 هجری به هنگام سلطنت مسعود غزنوی در خراسان و هسودان در آذربایجان به این سرزمین کوچ کردند اما غزان، بنا به خلق و خوی خویش، یغما و تاراج را رها نکردند و به غارت و کشتار مردم آذربایجان ایران و ارمنستان دست زدند و در همان سال به مراغه تاختند و گروه کثیری از کردان را کشتند و مسجد آدینه شهر را آتش زدند. گروهی از غزان نیز، که در ارومیه بودند، به کردستان و ارمنستان تاختند و از کشتار و یغما دریغ نکردند .
پیش از سال 435 هجری غزان چهارمین بار به آذربایجان هجوم آوردند و نه تنها در آذربایجان بلکه در ارمنستان و سراسر آسیای صغیر به کشتار و یغما دست زدند . در سدۀ ششم هجری، تاریخ شاهد فرمانروایی اتابکان بر آذربایجان و قفقاز گردید که خود از قبایل قُبچاق بودند. از اوایل سدۀ هفتم هجری مغولان بر آذربایجان تاختند و در سال 628 هجری سراسر آن سرزمین را تصرف کردند. سپس قراقویونلوها و آق قویونلوها، که همه از ترکمانان غُز بودند، بر آذربایجان فرمان راندند. چند قرن حاکمیت تُرکان بی گمان با کوچ مُتواتر این قوم توأم بود و اندک اندک زبان تُرکی راه شهرها را در پیش گرفت .
در دیگر نواحی ایران، جز آذربایجان، چون گروه ترکان چندان بسیار نبودند، از این رو زبان مردم از استحاله در زبان ترکی مصون ماند و تنها در روستاها مردم به ترکی گفتگو می کردند .
در روزگار صفویان نیز زمینه برای چیرگی بیشتر زبان ترکی بر آذری فراهم آمد. ممکن است برخی از خوانندگان چنین تصور کنند که نفوذ ترکان در آذربایجان درست مانند نفوذ آریاییان و مادان در این سرزمین بوده است. در پاسخ باید گفت آریاییان نسبت به مردم بومی از فرهنگ و تمدن والاتری برخوردار بودند .
بدین سبب استحالۀ مردم بومی در آریاییان با پذیرش داوطلبانۀ فرهنگ آریایی همراه بوده است حال آنکه ترکان چون نسبت به اقوام بسیاری از کشورهای مفتوح عقب مانده تر بودند، از اینرو، نتوانستند تمدن و فرهنگ اقوام مغلوب را در عنصر غالب مستحیل کنند .

علت دیگر این است که اقوام ترک، همانند آریاییان، از یک تیره نبودند بلکه اردوی مهاجم از اقوام مختلف تشکیل یافته بود و هر یک از آنان در طول زمان دستخوش دگرگونی هایی شدند، چنان که غزان را نمیتوان به معنای تام کلمه ترک نامید. بنابراین آنچه از سوی غزان بر مردم آذربایجان تحمیل شد تنها زبان بود که خود آمیزهای از زبان آغوزها با ترکی باستان به شمار میرفت. چه از سوی دولت ترکیه و چه از سوی دولت قفقاز کسانی بوده اند که در گذشته مشابهت های زبانی را بهانه قرار دادند و کوشیدند تا زمینه ای برای اتحاد ترکی زبانان این ناحیه فراهم آورند.
ولی بی گمان فرهنگ های محلی تا مدتی دراز مقاومت خواهند کرد و موجبات اختلافها و کینه توزیهای قومی را فراهم خواهند آورد. حتی اگر این اتحاد داوطلبانه صورت پذیرد، باز چنین خواهد شد و قوم ضعیف به تدریج متحد خواهد گشت و در هر فرصت مناسب سر بر خواهد افراشت و طریق جداسازی پیش خواهد گرفت و این وضع ادامه خواهد داشت تا زمانی که یا پیروز گردد و یا تمام و کمال از پا در آید .
منبع:عنایت الله رضا،آذربایجان و اراننشر هزار 1390،ص.173

v , vartanian